سوگنامه ای به مناسبت چهل ویکمین سال شهادت شادروان محمد طاهر بدخشی

0
30

محمد یحی حفیظی جوزجانی

 

سوگنامه به مناسبت چهل ویکمین سال شهادت شادروان محمد طاهر بدخشی

قسم برعظمت وشانت بدخشی
قسم بر قول و پیمانت بدخشی

طنین انداز بود درگوش وجانم
سخن های در افشانت بدخشی

کجا گردد زیاد من فراموش
به من آن لطف واحسانت بدخشی

به پیش هرخس وخا شاک نشد خم
قد چون سرو ریحانت بدخشی

به جرم عاشق میهن پرستی
به افکندت به زندانت بدخشی

رفیق ودوست نادان رفته رفته
بلا شد عاقبت جانت بدخشی

ترا با صدفریب این اهریمن ها
نمود زنجیر وزولانت بدخشی

به زندان امینستان فاشیست
نمودند تیروبارانت بدخشی

به زیر این همه قمچین وشلاق
کسی نشنیده افغانت بدخشی

سرم قربان شود پروا ندارد
بدان در راه آرمانت بدخشی

زخصم دون بگیرد انتقامت
بدان نسل جوانانت بدخشی

به عالم قصه وافسانه گشته
ره ورسم پراز شانت بدخشی

چه هنگامه به عالم کرده برپا
بنازم بر نیا کانت بدخشی

سرضحاک ما ران را شکسته
چو کا وه مرد میدانت بدخشی

جوانان را کنون سر مشق گشته
که پیکار دلیرانت بدخشی

سیه پوش گشته است از ماتم تو
تخار جوزجانانت بدخشی

عزادار است زسوکت تا قیامت
بدخشان پر از شانت بدخشی

چه شور وچه قیامت کرده برپا
تما شا کن اورزگانت بدخشی

نشسته از غمت در سوک اندوه
مپرس حال سمنگانت بدخشی

کندفخر ومباهات برتو امروز
سرا پای خراسانت بدخشی

چنین ننگین زمان را اندرین عصر
ندیده کس به دورانت بدخشی

تورفتی وولی می دان نرفتست
دلیر مردان میدانت بدخشی

بگیرند انتقامت را بدان تو
که نسل شیر مردانت بدخشی

شهر دهلی ه ا عقرب ۱۳۹۹

پاسخ ترک

Please enter your comment!
Please enter your name here