ولادیمیر پوتین، تزار جدید روسیه و مردی برای تمام فصول؟

0
73

ولادیمیر پوتین، تزار جدید روسیه و مردی برای تمام فصول؟

اوا اونتیوروسبی‌‌بی‌سی

  • 25 ژوئن 2020 – 05 تیر 1399
پوتین در برابر پرتره نیکولای دوم، واپسین تزار روسیه
Image captionپوتین در برابر پرتره نیکولای دوم، واپسین تزار روسیه

“روسیه بدون پوتین معنی ندارد.” این نظر معاون رئیس دفتر کرملین، کاخ ریاست‌جمهوری روسیه است، و میلیون‌ها شهروند روس که سال‌ها است ولادیمیر پوتین را به عنوان رئیس‌جمهوری یا نخست‌وزیر به قدرت بازمی‌گردانند، با آن توافق کامل دارند.

این اعتماد شاید بعد از برگزاری همه‌پرسی تغییر قانون اساسی روسیه که به پوتین اجازه خواهد داد برای دو دوره شش ساله دیگر نیز نامزد ریاست‌جمهوری شود، تجدید شود.

آقای پوتین ۶۷ ساله هیچگاه نگفته است که می‌خواهد بعد از پایان دوره فعلی قدرتش در سال ۲۰۲۴ از سیاست خداحافظی کند – و حالا دوران زمامداری او ممکن است تا سال ۲۰۳۶ تمدید شود.

همه‌پرسی یک هفته بعد از اجرای رژه روز پیروزی در میدان سرخ مسکو برگزار خواهد شد. این رژه که قرار بود به مناسبت هفتادوپنجمین سالگرد پیروزی در جنگ جهانی دوم و شکست آلمان نازی در ماه اردیبهشت برگزار شود، به خاطر همه‌گیری ویروس کرونا به تاخیر افتاد.

هدف از این نمایش نظامی تهییج احساسات وطن‌پرستانه در پایان قرنطینه بود که یک هفته زودتر به اتمام رسید. اما منتقدان می‌گویند که نیت اصلی سنگین کردن کفه ترازو به نفع آقای رئیس‌جمهوری بود.

مردم روسیه پای صندوق‌های رای رفته‌اند که ممکن است نتیجه آن باقی ماندن پوتین در قدرت برای مدتی طولانی باشد
Image captionمردم روسیه پای صندوق‌های رای رفته‌اند که ممکن است نتیجه آن باقی ماندن پوتین در قدرت برای مدتی طولانی باشد

دلیل برگزاری همه‌پرسی چیست؟

بیست سال می‌شود که پوتین در قدرت است
Image captionبیست سال می‌شود که پوتین در قدرت است

ولادیمیر پوتین در ژانویه ۲۰۲۰ طرح برگزاری همه‌پرسی به منظور ایجاد تغییر در قانون اساسی را پیشنهاد داد.

یکی از مسائل مهمی که قرار است به رای گذاشته شود، اجازه دادن به او برای نامزدی مجدد برای دو دوره ۶ ساله دیگر است.

این همه‌پرسی ابتدا قرار بود روز ۲۲ آوریل برگزار شود، اما به خاطر همه‌گیری ویروس کرونا به تاخیر افتاد.

رای‌گیری قرار است به منظور پیروی از دستورات مربوط به فاصله‌گذاری اجتماعی طی ۵ روز در سراسر روسیه برگزار شود، حتی در نقاطی که بیماری کووید-۱۹ بیداد می‌کند.

محدودیت‌هایی برای تعداد نفراتی که می‌توانند همزمان وارد شعبه رای‌گیری شوند در نظر گرفته شده است و بعضی از مناطق، از جمله مسکو، قرار است از سامانه‌های اخذ رای الکترونیکی استفاده کنند.

برنامه پوتین چیست؟

والنتینا ترشکوا، اولین زن فضانورد جهان و نماینده مجلس روسیه از اصلاحات مورد نظر پوتین حمایت می‌کند
Image captionوالنتینا ترشکوا، اولین زن فضانورد جهان و نماینده مجلس روسیه از اصلاحات مورد نظر پوتین حمایت می‌کند

روسیه در قرن بیست‌ویکم هیچ رهبری جز پوتین نداشته است.

روس‌ها تا به امروز شاهد انتصاب او به عنوان نخست‌وزیر (۱۹۹۹)، انتخاب او به عنوان رئیس‌جمهوری (۲۰۰۸-۲۰۰۰)، انتصاب مجدد به عنوان نخست‌وزیر (۲۰۱۲-۲۰۰۸) و انتخاب دوباره به عنوان رئیس‌جمهوری (۲۰۱۲) بوده‌اند.

او تا به امروز حرفی درباره شرکت مجدد در انتخابات نزده است، اما آن را تکذیب نیز نکرده است. به همین خاطر منتقدان او را به هموار کردن راه ماندن مادام‌العمر در قدرت یا حداقل تا ۲۰۳۶ متهم می‌کنند.

والنتینا ترشکوا، کیهان‌نورد سابق که حالا نماینده مجلس است و از حامیان سرسخت آقای پوتین، طرحی را ارائه کرده است که ادوار ریاست‌جمهوری او را “صفر می‌کند”، و به او اجازه می‌دهد تا مجددا نامزد شود. به نظر می‌رسد که حمایت عمومی نیز وجود دارد؛ بار آخری که او در سال ۲۰۱۸ سراغ صندوق رای رفت، بیش از ۷۶ درصد آرای عمومی را به خود اختصاص داد.

سارا رینزفورد، خبرنگار بی‌بی‌سی در مسکو، می‌گوید که او این بار “تمام سعیش را کرد تا نسبت به پذیرش این طرح بی‌میل به نظر برسد و آن را به عنوان تقاضایی از پایین معرفی کرد.”

او در عین حال در سخنانش به عدم پیشرفت کافی روسیه و ناآمادگی کشور برای تغییر رئیس‌جمهوری اشاره کرده است.

سارا رینزفورد می‌گوید “خیلی‌ها مشکلی با این حرف نخواهند داشت. شاید خیلی از او خوششان نیاید، اما از او بدشان هم نمی‌آید. در نظر خیلی‌ها او رهبری قوی است که در برابر غرب ایستادگی می‌کند. صحبت‌های زیادی هم درباره نبود جایگزین شنیده می‌شود.”

پوتین چگونه تعویض‌ناپذیر شد

پوتین یک مامور رده پایین ک‌گ‌ب (کمیته امنیت داخلی شوروی سابق) بود که در درسدن در آلمان شرقی کمونیست خدمت می‌کرد
Image captionپوتین یک مامور رده پایین ک‌گ‌ب (کمیته امنیت داخلی شوروی سابق) بود که در درسدن در آلمان شرقی کمونیست خدمت می‌کرد

شخصیت ولادیمیر پوتین در جریان روزهای پایانی جنگ سرد بین دو اردوگاه شرق و غرب شکل گرفت.

او وقتی به عنوان افسر کاگ‌ب در شهر درسدن آلمان شرقی خدمت می‌کرد، از نزدیک شاهد انقلاب‌های ۱۹۸۹ بود.

درماندگی ناشی از آن وقایع از دو منظر بر او تاثیر گذاشت: ترس از قیام‌های مردمی – که ناشی از مشاهده اعتراضاتی بود که به سقوط دیوار برلین و پرده آهنین منجر شد – و نفرت از خلاء قدرتی که در پی فروپاشی اتحاد شوروی در مسکو ایجاد شد.

او خود می‌گوید وقتی در دسامبر ۱۹۸۹ مقر کاگ‌ب در درسدن به محاصره جمعیتی خشمگین درآمده بود، تقاضای کمک کرد، اما مسکو در “سکوت کامل” فرو رفته بود.

او تصمیم گرفت که به تشخیص خود اسناد حساس را نابود کند: “اینقدر سند و مدرک سوزاندیم که کوره منفجر شد.”

به گفته بوریس رایشوستر، زندگی‌نامه‌نویس آلمانی پوتین، “اگر او در آلمان شرقی خدمت نکرده بود ما با پوتین و روسیه دیگری طرف بودیم.”

بالا رفتن از پله‌های قدرت

روسیه، در قرن بیست و یکم تنها ولادیمیر پوتین را به عنوان رهبرش شناخته.
Image captionروسیه، در قرن بیست و یکم تنها ولادیمیر پوتین را به عنوان رهبرش شناخته

پوتین بعد از بازگشت به زادگاه‌اش لنینگراد خیلی سریع به دست راست آناتولی سابچاک، شهردار این شهر، تبدیل شد.

پوتین هنگام خدمت در آلمان شرقی عضو شبکه‌ای بود که اعضایش با وجود از دست دادن مشاغل قبلی خود در موقعیت مناسبی برای پیشرفت شخصی و سیاسی در روسیه جدید بودند.

او روندی رو به رشد را طی می‌کرد، و حتی از سقوط سیاسی سابچاک نیز جان سالم به در برد و روابطش با نخبگان جدید روسیه را گسترش داد. به مسکو رفت، در سرویس امنیت فدرال روسیه پیشرفت کرد و در نهایت در کرملین مشغول به کار شد.

بوریس یلتسین در آن زمان رئیس‌جمهوری روسیه بود. دولت او موفق شده بود با کمک الیگارش‌هایی که در دوران گذار قدرت و ثروت خوبی به هم زده بودند مانع از به قدرت رسیدن حزب کمونیست شود.

تاجرانی چون بوریس برزوفسکی حامی جدی یلتسین بودند و همزمان با بازگشت صندوق رای به سیاست روسیه، به شکل‌دهندگان قدرتمند افکار عمومی تبدیل شدند.

بوریس یلتسین عاقبت ولادیمیر پوتین را در ۱۹۹۹ به عنوان نخست‌وزیر روسیه منصوب کرد.

رئیس‌جمهور اتفاقی

در سال ۱۹۹۷ بوریس یلتسین او را معاون اداره ریاست جمهوری کرده و در سال ۱۹۹۹ او را به سمت نخست وزیر روسیه منصوب می‌کند
Image captionدر سال ۱۹۹۷ بوریس یلتسین پوتین را معاون اداره ریاست جمهوری و در سال ۱۹۹۹ او را نخست وزیر روسیه کرد

اما رفتار یلتسین به مرور غیرمنتظره‌تر می‌شد، تا اینکه خیلی ناگهانی روز ۳۱ دسامبر ۱۹۹۹ از مقام خود استعفا داد.

پوتین که از حمایت برزوفسکی و باقی الیگارش‌ها برخوردار بود، جایگاه مناسبی برای رسیدن به مقام ریاست‌جمهوری موقت داشت و سپس با پیروزی در انتخابات مارس ۲۰۰۰ مقام خود را رسمی کرد.

به نظر می‌رسید که الیگارش‌ها و اصلاح‌طلبانی که اعضای خانواده سیاسی یلتسین محسوب می‌شدند از انتخاب خود راضی باشند: مردی برای تمام فصول، ناشناس، و در عین حال کاملا منعطف.

اما پوتین در کمتر از سه ماه اختیار رسانه‌ها را در دست گرفت، حرکتی دگرگون‌کننده که الیگارش‌ها و قدیمی‌های کرملین را مات کرد. شبکه تلویزیونی مستقل ان‌تی‌وی تعطیل شد، به دفاتر رسانه‌های دیگر یورش برده شد و دیگر نمی‌شد گزارش‌های خبری را بدون موافقت دولت منتشر کرد.

صحنه داشت برای حکمرانی پوتین آماده می‌شد.

بریدن صدای مخالفان

پوتین می‌خواهد با تلفیق ناسیونالیسم و قدرت نظامی، تصویر یک روسیه کبیر را به دست دهد
Image captionپوتین می‌خواهد با تلفیق ناسیونالیسم و قدرت نظامی، تصویر یک روسیه کبیر را به دست دهد

تسلط بر رسانه‌ها دو مزیت برای رئیس‌جمهور جدید داشت: برداشتن منتقدان قدرتمند از جایگاه نافذشان و شکل دادن به روایت، از جنگ چچن گرفته تا حمله‌های تروریستی مسکو.

این کار همچنین محبوبیت رئیس‌جمهوری را تثبیت کرد، تصویری خودساخته از روسیه و رهبرش عرضه کرد، و به تعیین دشمنان جدید کشور کمک کرد.

از آن زمان به بعد، روس‌های دور از مرکز فقط چیزی را تماشا می‌کردند که پوتین می‌خواست. از ۳ هزار شبکه تلویزیونی حاضر در روسیه، بیشترشان هیچ توجهی به اخبار نمی‌کنند، و گزارش‌های خبری بقیه نیز به شدت توسط دولت ممیزی می‌شود.

پیام به استان‌ها: “با من در نیفتید”

پوتین همه جا حضور دارد. عکس در گروزنی
Image captionپوتین همه جا حضور دارد. عکس در گروزنی

پوتین به مرور سیاستمداران مورد اعتماد خودش را به عنوان استاندار انتخاب کرد و به این ترتیب بر ۸۳ استان روسیه مسلط شد. در سال ۲۰۰۴ نیز رای‌گیری محلی برای انتخاب استانداران را متوقف کرد و به جایش لیستی سه نفره به مجالس محلی داد تا یکی را به عنوان استاندار انتخاب کنند.

منتقدان او را به “لغو دموکراسی” متهم می‌کنند، با این حال استراتژی او جواب داد، مخصوصا در نقاطی چون چچن.

بروز موجی از اعتراضات دموکراسی‌خواهانه در سال ۲۰۱۲ به برگزاری مجدد انتخابات‌های محلی منجر شد، اما کنترل مستقیم پوتین با وضع محدودیت‌های جدید قانونی در آوریل ۲۰۱۳ تجدید شد.

رقص با لیبرالیسم، اما فقط در ظاهر

آلکسی ناوالنی طی سال‌های گذشته یکی از منتقدان اصلی آقای پوتین بوده
Image captionآلکسی ناوالنی طی سال‌های گذشته یکی از منتقدان اصلی آقای پوتین بوده

روسیه بین سال‌های ۲۰۱۱ و ۲۰۱۳ شاهد اعتراضات توده‌ای در مسکو و دیگر نقاط بود. خواسته اصلی معترضان اصلاحات دموکراتیک و برگزاری انتخابات سالم بود.

چنین اعتراض عظیمی از دهه ۱۹۹۰ به بعد در روسیه بی‌سابقه بود. هم‌زمانی این اعتراضات با بهار عربی و “انقلاب‌های رنگین” در کشورهای همسایه، خاطرات ۱۹۸۹ را زنده کرد.

اما این اعتراضات در نگاه پوتین ابزاری بودند برای ورود دولت‌های غربی به حیاط ‌خلوت روسیه. راه‌حل پوتین ایجاد تغییرات ظاهری در سبک بود و برای مدتی دست به آزمایش‌های لیبرالی زد: ابراز علاقه به تمرکززدایی سیاسی و وعده اختیارات اقتصادی بیشتر به استان‌ها.

عبارت “اصلاح” در همه سخنرانی‌های آن دوره حاضر بود، اما خیلی ادامه پیدا نکرد. به محض اینکه تهدید فروکش کرد، استراتژی هم عوض شد.

نمایش قدرت در کریمه و “خارج نزدیک”

خلاء قدرت پس از انقلاب اوکراین فرصت تاکتیکی مناسبی به پوتین داد. تصرف برق‌آسای کریمه در فوریه ۲۰۱۴ بزرگترین پیروزی پوتین و ضربه‌ای تحقیرآمیز برای غرب بود.

روسیه توانست با تسخیر بخشی از یک کشور همسایه قدرتش را به رخ بکشد و دنیا هم فقط نگاه کرد.

به گفته تحلیلگران منطقه‌ای، پوتین می‌داند که روسیه برای رسیدن به اهدافش لازم نیست حتما ابرقدرت باشد. او به اندازه کافی برای گذاشتن چوب لای چرخ غرب و ناتو قدرت داشت – از آن لحظه به بعد، ابتکار عمل به دست او افتاد، و سیر وقایع و رابطه روسیه با غرب را او تعیین می‌کند.

کریمه بزرگترین پیروزی روسیه بود، اما اتفاقی مجزا نبود. پوتین سال‌ها است که دارد نفوذ روسیه را در “خارج نزدیک” افزایش می‌دهد – کشورهایی که در پی فروپاشی شوروی مستقل شدند و روسیه همچنان به عنوان منطقه طبیعی نفوذ خود به آن‌ها نگاه می‌کند.

استفاده از نقطه ضعف غرب: سوریه

پوتین پس از الحاق کریمه به خاک روسیه در میدان سرخ مسکو سخنرانی کرد
Image captionپوتین پس از الحاق کریمه به خاک روسیه در میدان سرخ مسکو سخنرانی کرد

پوتین کمال استفاده را از اختلافات غرب بر سر مسائل خارجی برد و ضعف طرف مقابل را به برتری خودش تبدیل کرد.

حمایت روسیه از دولت بشار اسد در سوریه مزیت‌های متعددی برای او داشت. از یک طرف متضمن عدم ایجاد یکپارچگی سیاسی در محدوده‌ای بود که برای ثبات خاورمیانه حیاتی است، و از طرف دیگر فرصتی بود برای آزمایش تسلیحات و تاکتیک‌های جدید نظامی.

این کار پیام محکمی هم برای متحدان تاریخی و تصمیم‌گیران در “خارج نزدیک” داشت: روسیه دوستان قدیمی خود را فراموش نمی‌کند.

تزار جدید روسیه؟

پوتین در برابر بنای یادبود الکساندر سوم روسیه، پدر آخرین تزار در کریمه
Image captionپوتین در برابر بنای یادبود الکساندر سوم روسیه، پدر آخرین تزار در کریمه

پوتین در دوران حکومت خود ایده‌ای قدیمی را دوباره زنده کرده است: “جمع‌کننده اراضی روسی”، مفهومی فئودالی که سیاست‌های توسعه‌طلبانه روسیه را توجیه می‌کند.

اگر از این زاویه به مسائل نگاه کنیم، درک اهمیت زیادی که او برای کریمه و “خارج نزدیک” قائل است راحتتر می‌شود. بعضی از ناظران مسائل روسیه، مانند آرکادی اوستروفسکی، عقیده دارند که این روند حتی می‌تواند به خلق یک تزار مدرن منتهی شود: رهبری که فراتر از سیاست‌های حزبی است.

تصمیم او برای شرکت در انتخابات پیشین به عنوان یک نامزد مستقل را باید از همین منظر بررسی کرد.

فعلا به نظر می‌رسد که تردیدی در جایگاه ولادیمیر پوتین در روسیه وجود ندارد. اما بعد از پایان دوره‌اش در سال ۲۰۲۴ چه خواهد شد؟

پیشبینی آینده شاید غیرممکن باشد، اما پوتین قطعا می‌تواند برایش برنامه بچیند.

اوا اونتیوروسبی‌‌بی‌سی

  • 25 ژوئن 2020 – 05 تیر 1399
پوتین در برابر پرتره نیکولای دوم، واپسین تزار روسیه
Image captionپوتین در برابر پرتره نیکولای دوم، واپسین تزار روسیه

“روسیه بدون پوتین معنی ندارد.” این نظر معاون رئیس دفتر کرملین، کاخ ریاست‌جمهوری روسیه است، و میلیون‌ها شهروند روس که سال‌ها است ولادیمیر پوتین را به عنوان رئیس‌جمهوری یا نخست‌وزیر به قدرت بازمی‌گردانند، با آن توافق کامل دارند.

این اعتماد شاید بعد از برگزاری همه‌پرسی تغییر قانون اساسی روسیه که به پوتین اجازه خواهد داد برای دو دوره شش ساله دیگر نیز نامزد ریاست‌جمهوری شود، تجدید شود.

آقای پوتین ۶۷ ساله هیچگاه نگفته است که می‌خواهد بعد از پایان دوره فعلی قدرتش در سال ۲۰۲۴ از سیاست خداحافظی کند – و حالا دوران زمامداری او ممکن است تا سال ۲۰۳۶ تمدید شود.

همه‌پرسی یک هفته بعد از اجرای رژه روز پیروزی در میدان سرخ مسکو برگزار خواهد شد. این رژه که قرار بود به مناسبت هفتادوپنجمین سالگرد پیروزی در جنگ جهانی دوم و شکست آلمان نازی در ماه اردیبهشت برگزار شود، به خاطر همه‌گیری ویروس کرونا به تاخیر افتاد.

هدف از این نمایش نظامی تهییج احساسات وطن‌پرستانه در پایان قرنطینه بود که یک هفته زودتر به اتمام رسید. اما منتقدان می‌گویند که نیت اصلی سنگین کردن کفه ترازو به نفع آقای رئیس‌جمهوری بود.

مردم روسیه پای صندوق‌های رای رفته‌اند که ممکن است نتیجه آن باقی ماندن پوتین در قدرت برای مدتی طولانی باشد
Image captionمردم روسیه پای صندوق‌های رای رفته‌اند که ممکن است نتیجه آن باقی ماندن پوتین در قدرت برای مدتی طولانی باشد

دلیل برگزاری همه‌پرسی چیست؟

بیست سال می‌شود که پوتین در قدرت است
Image captionبیست سال می‌شود که پوتین در قدرت است

ولادیمیر پوتین در ژانویه ۲۰۲۰ طرح برگزاری همه‌پرسی به منظور ایجاد تغییر در قانون اساسی را پیشنهاد داد.

یکی از مسائل مهمی که قرار است به رای گذاشته شود، اجازه دادن به او برای نامزدی مجدد برای دو دوره ۶ ساله دیگر است.

این همه‌پرسی ابتدا قرار بود روز ۲۲ آوریل برگزار شود، اما به خاطر همه‌گیری ویروس کرونا به تاخیر افتاد.

رای‌گیری قرار است به منظور پیروی از دستورات مربوط به فاصله‌گذاری اجتماعی طی ۵ روز در سراسر روسیه برگزار شود، حتی در نقاطی که بیماری کووید-۱۹ بیداد می‌کند.

محدودیت‌هایی برای تعداد نفراتی که می‌توانند همزمان وارد شعبه رای‌گیری شوند در نظر گرفته شده است و بعضی از مناطق، از جمله مسکو، قرار است از سامانه‌های اخذ رای الکترونیکی استفاده کنند.

برنامه پوتین چیست؟

والنتینا ترشکوا، اولین زن فضانورد جهان و نماینده مجلس روسیه از اصلاحات مورد نظر پوتین حمایت می‌کند
Image captionوالنتینا ترشکوا، اولین زن فضانورد جهان و نماینده مجلس روسیه از اصلاحات مورد نظر پوتین حمایت می‌کند

روسیه در قرن بیست‌ویکم هیچ رهبری جز پوتین نداشته است.

روس‌ها تا به امروز شاهد انتصاب او به عنوان نخست‌وزیر (۱۹۹۹)، انتخاب او به عنوان رئیس‌جمهوری (۲۰۰۸-۲۰۰۰)، انتصاب مجدد به عنوان نخست‌وزیر (۲۰۱۲-۲۰۰۸) و انتخاب دوباره به عنوان رئیس‌جمهوری (۲۰۱۲) بوده‌اند.

او تا به امروز حرفی درباره شرکت مجدد در انتخابات نزده است، اما آن را تکذیب نیز نکرده است. به همین خاطر منتقدان او را به هموار کردن راه ماندن مادام‌العمر در قدرت یا حداقل تا ۲۰۳۶ متهم می‌کنند.

والنتینا ترشکوا، کیهان‌نورد سابق که حالا نماینده مجلس است و از حامیان سرسخت آقای پوتین، طرحی را ارائه کرده است که ادوار ریاست‌جمهوری او را “صفر می‌کند”، و به او اجازه می‌دهد تا مجددا نامزد شود. به نظر می‌رسد که حمایت عمومی نیز وجود دارد؛ بار آخری که او در سال ۲۰۱۸ سراغ صندوق رای رفت، بیش از ۷۶ درصد آرای عمومی را به خود اختصاص داد.

سارا رینزفورد، خبرنگار بی‌بی‌سی در مسکو، می‌گوید که او این بار “تمام سعیش را کرد تا نسبت به پذیرش این طرح بی‌میل به نظر برسد و آن را به عنوان تقاضایی از پایین معرفی کرد.”

او در عین حال در سخنانش به عدم پیشرفت کافی روسیه و ناآمادگی کشور برای تغییر رئیس‌جمهوری اشاره کرده است.

سارا رینزفورد می‌گوید “خیلی‌ها مشکلی با این حرف نخواهند داشت. شاید خیلی از او خوششان نیاید، اما از او بدشان هم نمی‌آید. در نظر خیلی‌ها او رهبری قوی است که در برابر غرب ایستادگی می‌کند. صحبت‌های زیادی هم درباره نبود جایگزین شنیده می‌شود.”

پوتین چگونه تعویض‌ناپذیر شد

پوتین یک مامور رده پایین ک‌گ‌ب (کمیته امنیت داخلی شوروی سابق) بود که در درسدن در آلمان شرقی کمونیست خدمت می‌کرد
Image captionپوتین یک مامور رده پایین ک‌گ‌ب (کمیته امنیت داخلی شوروی سابق) بود که در درسدن در آلمان شرقی کمونیست خدمت می‌کرد

شخصیت ولادیمیر پوتین در جریان روزهای پایانی جنگ سرد بین دو اردوگاه شرق و غرب شکل گرفت.

او وقتی به عنوان افسر کاگ‌ب در شهر درسدن آلمان شرقی خدمت می‌کرد، از نزدیک شاهد انقلاب‌های ۱۹۸۹ بود.

درماندگی ناشی از آن وقایع از دو منظر بر او تاثیر گذاشت: ترس از قیام‌های مردمی – که ناشی از مشاهده اعتراضاتی بود که به سقوط دیوار برلین و پرده آهنین منجر شد – و نفرت از خلاء قدرتی که در پی فروپاشی اتحاد شوروی در مسکو ایجاد شد.

او خود می‌گوید وقتی در دسامبر ۱۹۸۹ مقر کاگ‌ب در درسدن به محاصره جمعیتی خشمگین درآمده بود، تقاضای کمک کرد، اما مسکو در “سکوت کامل” فرو رفته بود.

او تصمیم گرفت که به تشخیص خود اسناد حساس را نابود کند: “اینقدر سند و مدرک سوزاندیم که کوره منفجر شد.”

به گفته بوریس رایشوستر، زندگی‌نامه‌نویس آلمانی پوتین، “اگر او در آلمان شرقی خدمت نکرده بود ما با پوتین و روسیه دیگری طرف بودیم.”

بالا رفتن از پله‌های قدرت

روسیه، در قرن بیست و یکم تنها ولادیمیر پوتین را به عنوان رهبرش شناخته.
Image captionروسیه، در قرن بیست و یکم تنها ولادیمیر پوتین را به عنوان رهبرش شناخته

پوتین بعد از بازگشت به زادگاه‌اش لنینگراد خیلی سریع به دست راست آناتولی سابچاک، شهردار این شهر، تبدیل شد.

پوتین هنگام خدمت در آلمان شرقی عضو شبکه‌ای بود که اعضایش با وجود از دست دادن مشاغل قبلی خود در موقعیت مناسبی برای پیشرفت شخصی و سیاسی در روسیه جدید بودند.

او روندی رو به رشد را طی می‌کرد، و حتی از سقوط سیاسی سابچاک نیز جان سالم به در برد و روابطش با نخبگان جدید روسیه را گسترش داد. به مسکو رفت، در سرویس امنیت فدرال روسیه پیشرفت کرد و در نهایت در کرملین مشغول به کار شد.

بوریس یلتسین در آن زمان رئیس‌جمهوری روسیه بود. دولت او موفق شده بود با کمک الیگارش‌هایی که در دوران گذار قدرت و ثروت خوبی به هم زده بودند مانع از به قدرت رسیدن حزب کمونیست شود.

تاجرانی چون بوریس برزوفسکی حامی جدی یلتسین بودند و همزمان با بازگشت صندوق رای به سیاست روسیه، به شکل‌دهندگان قدرتمند افکار عمومی تبدیل شدند.

بوریس یلتسین عاقبت ولادیمیر پوتین را در ۱۹۹۹ به عنوان نخست‌وزیر روسیه منصوب کرد.

رئیس‌جمهور اتفاقی

در سال ۱۹۹۷ بوریس یلتسین او را معاون اداره ریاست جمهوری کرده و در سال ۱۹۹۹ او را به سمت نخست وزیر روسیه منصوب می‌کند
Image captionدر سال ۱۹۹۷ بوریس یلتسین پوتین را معاون اداره ریاست جمهوری و در سال ۱۹۹۹ او را نخست وزیر روسیه کرد

اما رفتار یلتسین به مرور غیرمنتظره‌تر می‌شد، تا اینکه خیلی ناگهانی روز ۳۱ دسامبر ۱۹۹۹ از مقام خود استعفا داد.

پوتین که از حمایت برزوفسکی و باقی الیگارش‌ها برخوردار بود، جایگاه مناسبی برای رسیدن به مقام ریاست‌جمهوری موقت داشت و سپس با پیروزی در انتخابات مارس ۲۰۰۰ مقام خود را رسمی کرد.

به نظر می‌رسید که الیگارش‌ها و اصلاح‌طلبانی که اعضای خانواده سیاسی یلتسین محسوب می‌شدند از انتخاب خود راضی باشند: مردی برای تمام فصول، ناشناس، و در عین حال کاملا منعطف.

اما پوتین در کمتر از سه ماه اختیار رسانه‌ها را در دست گرفت، حرکتی دگرگون‌کننده که الیگارش‌ها و قدیمی‌های کرملین را مات کرد. شبکه تلویزیونی مستقل ان‌تی‌وی تعطیل شد، به دفاتر رسانه‌های دیگر یورش برده شد و دیگر نمی‌شد گزارش‌های خبری را بدون موافقت دولت منتشر کرد.

صحنه داشت برای حکمرانی پوتین آماده می‌شد.

بریدن صدای مخالفان

پوتین می‌خواهد با تلفیق ناسیونالیسم و قدرت نظامی، تصویر یک روسیه کبیر را به دست دهد
Image captionپوتین می‌خواهد با تلفیق ناسیونالیسم و قدرت نظامی، تصویر یک روسیه کبیر را به دست دهد

تسلط بر رسانه‌ها دو مزیت برای رئیس‌جمهور جدید داشت: برداشتن منتقدان قدرتمند از جایگاه نافذشان و شکل دادن به روایت، از جنگ چچن گرفته تا حمله‌های تروریستی مسکو.

این کار همچنین محبوبیت رئیس‌جمهوری را تثبیت کرد، تصویری خودساخته از روسیه و رهبرش عرضه کرد، و به تعیین دشمنان جدید کشور کمک کرد.

از آن زمان به بعد، روس‌های دور از مرکز فقط چیزی را تماشا می‌کردند که پوتین می‌خواست. از ۳ هزار شبکه تلویزیونی حاضر در روسیه، بیشترشان هیچ توجهی به اخبار نمی‌کنند، و گزارش‌های خبری بقیه نیز به شدت توسط دولت ممیزی می‌شود.

پیام به استان‌ها: “با من در نیفتید”

پوتین همه جا حضور دارد. عکس در گروزنی
Image captionپوتین همه جا حضور دارد. عکس در گروزنی

پوتین به مرور سیاستمداران مورد اعتماد خودش را به عنوان استاندار انتخاب کرد و به این ترتیب بر ۸۳ استان روسیه مسلط شد. در سال ۲۰۰۴ نیز رای‌گیری محلی برای انتخاب استانداران را متوقف کرد و به جایش لیستی سه نفره به مجالس محلی داد تا یکی را به عنوان استاندار انتخاب کنند.

منتقدان او را به “لغو دموکراسی” متهم می‌کنند، با این حال استراتژی او جواب داد، مخصوصا در نقاطی چون چچن.

بروز موجی از اعتراضات دموکراسی‌خواهانه در سال ۲۰۱۲ به برگزاری مجدد انتخابات‌های محلی منجر شد، اما کنترل مستقیم پوتین با وضع محدودیت‌های جدید قانونی در آوریل ۲۰۱۳ تجدید شد.

رقص با لیبرالیسم، اما فقط در ظاهر

آلکسی ناوالنی طی سال‌های گذشته یکی از منتقدان اصلی آقای پوتین بوده
Image captionآلکسی ناوالنی طی سال‌های گذشته یکی از منتقدان اصلی آقای پوتین بوده

روسیه بین سال‌های ۲۰۱۱ و ۲۰۱۳ شاهد اعتراضات توده‌ای در مسکو و دیگر نقاط بود. خواسته اصلی معترضان اصلاحات دموکراتیک و برگزاری انتخابات سالم بود.

چنین اعتراض عظیمی از دهه ۱۹۹۰ به بعد در روسیه بی‌سابقه بود. هم‌زمانی این اعتراضات با بهار عربی و “انقلاب‌های رنگین” در کشورهای همسایه، خاطرات ۱۹۸۹ را زنده کرد.

اما این اعتراضات در نگاه پوتین ابزاری بودند برای ورود دولت‌های غربی به حیاط ‌خلوت روسیه. راه‌حل پوتین ایجاد تغییرات ظاهری در سبک بود و برای مدتی دست به آزمایش‌های لیبرالی زد: ابراز علاقه به تمرکززدایی سیاسی و وعده اختیارات اقتصادی بیشتر به استان‌ها.

عبارت “اصلاح” در همه سخنرانی‌های آن دوره حاضر بود، اما خیلی ادامه پیدا نکرد. به محض اینکه تهدید فروکش کرد، استراتژی هم عوض شد.

نمایش قدرت در کریمه و “خارج نزدیک”

خلاء قدرت پس از انقلاب اوکراین فرصت تاکتیکی مناسبی به پوتین داد. تصرف برق‌آسای کریمه در فوریه ۲۰۱۴ بزرگترین پیروزی پوتین و ضربه‌ای تحقیرآمیز برای غرب بود.

روسیه توانست با تسخیر بخشی از یک کشور همسایه قدرتش را به رخ بکشد و دنیا هم فقط نگاه کرد.

به گفته تحلیلگران منطقه‌ای، پوتین می‌داند که روسیه برای رسیدن به اهدافش لازم نیست حتما ابرقدرت باشد. او به اندازه کافی برای گذاشتن چوب لای چرخ غرب و ناتو قدرت داشت – از آن لحظه به بعد، ابتکار عمل به دست او افتاد، و سیر وقایع و رابطه روسیه با غرب را او تعیین می‌کند.

کریمه بزرگترین پیروزی روسیه بود، اما اتفاقی مجزا نبود. پوتین سال‌ها است که دارد نفوذ روسیه را در “خارج نزدیک” افزایش می‌دهد – کشورهایی که در پی فروپاشی شوروی مستقل شدند و روسیه همچنان به عنوان منطقه طبیعی نفوذ خود به آن‌ها نگاه می‌کند.

استفاده از نقطه ضعف غرب: سوریه

پوتین پس از الحاق کریمه به خاک روسیه در میدان سرخ مسکو سخنرانی کرد
Image captionپوتین پس از الحاق کریمه به خاک روسیه در میدان سرخ مسکو سخنرانی کرد

پوتین کمال استفاده را از اختلافات غرب بر سر مسائل خارجی برد و ضعف طرف مقابل را به برتری خودش تبدیل کرد.

حمایت روسیه از دولت بشار اسد در سوریه مزیت‌های متعددی برای او داشت. از یک طرف متضمن عدم ایجاد یکپارچگی سیاسی در محدوده‌ای بود که برای ثبات خاورمیانه حیاتی است، و از طرف دیگر فرصتی بود برای آزمایش تسلیحات و تاکتیک‌های جدید نظامی.

این کار پیام محکمی هم برای متحدان تاریخی و تصمیم‌گیران در “خارج نزدیک” داشت: روسیه دوستان قدیمی خود را فراموش نمی‌کند.

تزار جدید روسیه؟

پوتین در برابر بنای یادبود الکساندر سوم روسیه، پدر آخرین تزار در کریمه
Image captionپوتین در برابر بنای یادبود الکساندر سوم روسیه، پدر آخرین تزار در کریمه

پوتین در دوران حکومت خود ایده‌ای قدیمی را دوباره زنده کرده است: “جمع‌کننده اراضی روسی”، مفهومی فئودالی که سیاست‌های توسعه‌طلبانه روسیه را توجیه می‌کند.

اگر از این زاویه به مسائل نگاه کنیم، درک اهمیت زیادی که او برای کریمه و “خارج نزدیک” قائل است راحتتر می‌شود. بعضی از ناظران مسائل روسیه، مانند آرکادی اوستروفسکی، عقیده دارند که این روند حتی می‌تواند به خلق یک تزار مدرن منتهی شود: رهبری که فراتر از سیاست‌های حزبی است.

تصمیم او برای شرکت در انتخابات پیشین به عنوان یک نامزد مستقل را باید از همین منظر بررسی کرد.

فعلا به نظر می‌رسد که تردیدی در جایگاه ولادیمیر پوتین در روسیه وجود ندارد. اما بعد از پایان دوره‌اش در سال ۲۰۲۴ چه خواهد شد؟

پیشبینی آینده شاید غیرممکن باشد، اما پوتین قطعا می‌تواند برایش برنامه بچیند.

پاسخ ترک

Please enter your comment!
Please enter your name here