پس منظرموضوع علفچرها وناقلین درفاریاب وپیآمدهای ناشی ازآن

0
846

 

کاظم امینی

 

پس منظرموضوع علفچرها وناقلین درفاریاب وپیآمدهای ناشی ازآن

وقتیکه این میهمانان ناخوانده به ولایت فاریاب جابجاشدند،چشم طمع رابه«دلبک»دوخته باحیوانات خوددرفصل بهاربرخلاف میل وارادۀ مردم درآنجاجابجامیشدند.بعدهاآنرابنام«یورت»خوداعلام کرده وکشت وزراعت مردم بومی اوزبیک راپامال نموده وبه مواشی خودمیخوراندندکه این عمل زورمندانه وغاصبانۀ آنهاباعث تحریک احساسات آنهامیگردید.
درحالیکه این مردم بومی از500-600سال دراین منطقه اسکان داشته واین اراضی متعلق به آباءواجدادآنهابوده وقباله های شرعی آنانرادردست دارندکه بامهرامراءوخوانین وپادشاهان که دراین ساحه حکمروایی کرده اند؛مزین بوده وتعلق این منطقه رابه مردم قرایی ازقدیم الایام نشان میدهد.درمنطقۀ دشت دلبک از زمان حاکمیت ظاهرشاه(1312-1352)اقوام پشتون ازقبیلۀ«شمولزی»اسکان داده شدند.مسالۀ واگذاری امتیازهفت فقره وادی علفچردرسطح نایب الحکومه گی میمنه که درحقیقت ملکیت خوانین محلی ومردم بومی بودندطی سالهای استبداد وزیرمحمدگل مومند(1311-1320)تصویب وبه مرحلۀ اجراگذاشته شد.
این قبیله به حمایت همه جانبۀ دولت وقت، هرسال مواشی خودرادرآنجابرده وکشت وزراعت اهالی راپامال نموده وحاصلات آنانراازبین میبردند.درسال 1342 که شخصی بنام«حق نظربیک»یکی ازکلان شونده وارباب مردم قرایی باوجودتفاهم باروسای قبیلۀ شمولزی بنام«الله دادخان»و«مولادادخان»درارتباط به مساله؛این جنجال منطقوی بازهم تداوم پیدامیکندکه هرسال درماه های ثوروجوزامنجربه«سوته جنگی»گردیده که طی آنهاچندین نفرکشته شده وده هانفرزخمی ومعیوب میگردیدند.
منازعات برسرتصاحب علفچرهاتنهادرمنطقۀ قرایی ودلبک (دال بیک)نه بلکه درمناطق دیگرفاریاب نیزباعث ایجادتشنج بین اقوام ناقل واهالی بومی گردید.بطورمثال اسکان ناقلین دراولسوالی دولت آبادوشیرین تگاب وهمچنان مناطق کته قلعه وخشت پل که درعرض راه اولسوالی های بلچراغ وگرزیوان واقعست نیزهمواره درطول70-80سال گذشته برای اهالی بومی اوزبیک نشین فاریاب دردسرزابوده وحتی در17سال گذشته نیزاین مسایل درکنارمنافع درازمدت وکوتاه مدت ممالک همجواروقدرتهای استعماری درصدراولویت کاری تیم ارگ قرارداشته وانتقال جغرافیای جنگ ازمناطق جنوب به مناطق شمالی وقرارگرفتن ولایت فاریاب به حیث یک ولایت کاملاً ناامن وآسیب پذیر؛ریشۀ عمیق دراین مسایل دارد.
بایدگفت که مسالۀ ترویج افراطیت دربین ملیتهای تورکمن واوزبیک درمناطق شمال وپروسۀ طالب وداعش سازی درولایات فاریاب،سرپل وجوزجان بخودی خودارتباط مستقیم بامسایل اشغال تمام وکمال علفچرهاداشته وبخاطرازمیان برداشتن آخرین هسته های مقاومت مردمی درقبال این مساله درآینده ها میباشدکه این مبحث خودایجاب مقالتی دیگروفرصت دیگررا میکند.
ازکشمکش هاومنازعات بزرگ برخاسته درطول تقریباً یکقرن اخیر،میتوان بعنوان مثال ازتیل داغ نمودن 3-4تن ازدهقانان اوزبیک توسط یکی ازخوانین ناقل بنام«ایوب مالدار»درسال1347 نام گرفت. که در تابستان همین سال به حمایت ازاین جنایت سهمگین شاگردان لیسه ابوعبیدجوزجانی به جاده ریخته وتظاهرات گسترده یی بخاطردادخواهی ازاین متضررین بیدفاع براه انداختندکه درنتیجه عده یی ازمتعلمین مکتب بدستورمقامات دستگاه حکومت محلی ازمکتب اخراج گردیدندودولت محلی کوچکترین توجهی به این مساله ننمود. به همینگونه ازواقعه دهشتناک روز 22 د لو سال1343(1965 میلادی) درقریۀ «بوغایی»سرپل (محمد اکر م وکمال الدین اسحاقزایی) ده تن ازدهقانان مظلوم وبیدفاع اوزبیک بومی رازنده-زنده درآتش خرمنهای شان سوزانیدکه پیآمداین فاجعه باعث براه افتادن موج گستردۀ تظاهرات روشنفکران وقشرتحصیل کرده درسرتاسرمناطق شمال ومرکزکشور برعلیۀ حاکمیت استبدادی قومی گردیده وتبعات آن تاسالیان سال مشهودبود.به همینگونه ازتنش های برخاسته ازغصب علفچرهاواسکان قبایل ناقل بین وکیل حبیب الله «محمودخیل»ومحمدرسول پهلوان درطول سالهای 1362-1365 ذکرنمود. دراین سالهاتحرکات وسیعی ازجانب دولت،تحت رهبری آقای علومی بالای قرای فیض آبادوبلوچ به حمایت ناقلین صورت گرفت.دراین عملیات ناقلین دولت آبادبرهبری وکیل حبیب الله برخوردنهایت وحشیانه وغیرانسانی درآن مناطق نمودندکه درتاریخ سابقه نداشت. باآنکه تمام اهل قریه منطقه راترک نموده بودندباوجودآنهم بیشتراز45نفرپیرمردوپیرزن که توانایی فرار را نداشتند،توسط ناقلین دولت آبادبه شهادت رسیدندوتجاوزوسیع صورت گرفت.تمام دارایی ولوازم خانۀ آن قراًچوروچپاول گردید.بخش اعظم خانه هابه آتش کشیده شدکه پیامدهای ناگواری داشت.
علت ظهورمولوی عبدالغفورمشهوربه مولوی قره وبعدها رسول پهلوان خوددرکنارمسایل عقیدتی وجهادواسلام،مسالۀ تعصبات ملیتی درمقابل اوزبیکهای بومی منطقه بودکه توسط حاکمیت داکترنجیب دامن زده شده ودستگاه استخباراتی«خاد»آنرارهبری میکرد.
منازعات بین اهالی بومی وموج ناقلین که باحمایت بیدریغانۀ دولت برمناطق اوزبیک مسلط شدند،مساله یی است که درطول تقریباً یکقرن اخیرتبعات فاجعه باری رابرای مردم ومحیط فاریاب بارآورده واسباب دردسرگذشته،حال وآیندۀ آن گردیده است.تشنج زاترین منطقه که دردناقلین وبیخانمانی اهالی بومی راشاهدبوده ومردم آن به سختی متضرروبیخانمان شدند،منطقۀ الماراست. این اولسوالی درامتدادشاهراه میمنه-هرات ودرفاصلۀ بیست کیلومتری غرب شهرمیمنه واقع میباشدودارای اراضی وسیع وهمواروزمینهای زراعتی حاصلخیزمیباشد.
دراین اولسوالی(درآنوقت علاقداری)درزمان حاکمیت نادرخان(1308-1312) قریه های غلبله،شوران قودوغی وخواجه گوهربگونۀ جبری بامتواری کردن وقتل عام اهالی بومی وضرب وشتم آنان توسط موج ناقلین ومیهمانان ناخوانده بحمایت قوای حکومتی،غصب گردید.درجریان این متواری شدن وکوچ اجباری اهالی بومی،مردم قریۀ غلبله به قریۀ بیش قره،مردم شوران قودوغی،به قریۀ شوران(آخوندبابا)؛مردم خواجه گوهربه میرشادی وکفترخان جابجاشدند.
ناقلین به تدریج درقریه های خواجه گوهر،قراکول وسایرنقاط که درامتدادمرزتورکمنستان موقعیت دارد،به حمایت دولت باغصب زمینهای زراعتی واملاک وخانه های خوانین اوزبیک واهالی بومی،اسکان گزیدند.همچنان درقریۀ لنگرنیزاین پروسۀ پاکسازی قومی واشغال اراضی تداوم پیداکرده درمناطقی هم که اوزبیکهای بومی متواری وقتل عام نشدند،باغصب رسمی زمینهاوجایدادهایشان آهسته-آهسته درصف دهاقین وکشاورزان خوانینی ناقلی درآمدندکه بالک بخشی حاکمیت هژمونیستی،به زمینداران وفیودالان بزرگ درهرمنطقه درآمده وبه واسطۀ آن به تدریج به سرنوشت مردم آن مناطق مسلط شدند.بطورمثال درقریۀ لنگراکثریت اهالی اوزبیک به دهقانان ازلی وابدی حاجی صاعدالملوک(مشهوربه ساعت ملوک)ودرقریۀ «ظلم آباد»مشهوربه«عزیزآباد» دراطراف شهرمیمنه وحاجی سراندازوحاجی نازکمیردرمنطقۀ کته قلعه وگرزیوان مبدل شدند.
ماجرای دشت دلبک ومقاومت سرسختانه
داستان غم انگیزغصب (14 ) موضع علفچركه موازي (76700 ) هكتار زمين را احتوا نموده وبدون حدود واربعه آن ، ثبت كتاب ودفاتر املاك ميباشدواساساًباید ملکیت دولت بوده وجزواملاک دولتی قرارگیردولی براساس سیاست استبدادی؛سخاوتمندانه دراختیارقومی بخصوص قرارگرفته است،به اینگونه پایان مییابد وبعدازکسی رایارای مخالفت بااین سیاست صیهونیستی نیست وکسانی هم که به مخالفت بااین داعیه برمیخیزند،به نحوشدیدی توسط دولتهای تمامیت طلب قومی نابودولگدمال میشوند.تنهاکسیکه این مبارزۀ نابرابرملی رابرای احقاق حقوق طبیعی وحقۀ مردم تاپای جان پیش میبرد،همانانورالله قرایی است .مراتع وعلفچرهای
ازشمارشخصیتهایی ملی ومحیطی فاریاب که درمقابل سیاست غاصبانۀ دولت درموردغصب مراتع وعلفچرهای اهالی بومی وبخشبدن امتیازآن به ناقلین سرسختانه مقابله کرد،یکی «حق نظربیک» ودیگری «نورالله خان قرایی»بود.
درسال 1346 نورالله قرایی درراس مردم قرارگرفته ومردم رادعوت به مقاومت کرد.مردم قرایی به ندای وی لبیک گفته آمادۀ دفاع ازاملکیت خودشدند.درسال 1347 عموم مردم زمینهای شان راکشت نمودند.درجوزای همانسال مردم ناقل بازورمیخواهندزمینهای زراعتی مردم راغصب ومواشی خودرادرآن بچرانند.درشب 19جوزای سال متذکره زدوخوردشدیددر«توتلیک»و«ای بیک»آغازمیگردد.غلام میرگن وعزت الله بیک قوروغ درراس افرادجنگی مردم قرایی قراردارند.درنتیجۀ جنگ سه ونیم ساعته دوتن ازمردم قرایی کشته شده وازجانب شمولزی هاهفت تن کشته میشوند.آنهاازمنطقه فرارمینمایند.
درسال1348هیاتی ازوزارتهای مالیه وداخله وصدارت باوالی وقت فاریاب که محمدگل ابراهیم خیل است به منطقه رفته،فیصله مینمایندغرب راه کلان به ناقلین وشرق آن به مردم قرایی تعلق گیرد.نورالله خان وحاجی دوران که ازبزرگان قرایی اند،این مساله رانمی پذیرندوباآن مخالفت مینمایند.مجلس برهم میخورد. بعدازگذشتن مدتی ازاین واقعه زمانیکه نورالله قرایی به علاقداری المارمیرود،به هدایت ابراهیم خیل والی فاریاب دستگیروبه محبس میمنه منتقل میگردد.همانشب وی به کمک دوستان وطرفدارانش ازمحبس میمنه رهاشده وبه کابل فرارمیکند.وی سالهای درازی بخاطربدست آوردن حقوق مشروع خودمبارزه میکندوبالاخره به کمک وکلای شمال درپارلمان،اراضی دشت دلبک به مستحقین آن تعلق میگیرد.باآنکه در این دعوا دستگاه دولت محلی بصورت کامل ازناقلین حمایه وطرفداری کردولی به علت مقاومت مردمی،نتوانستنداین منطقه راازاهالی بومی اوزبیک مانندسایرمناطق غصب کنند.
سه نسل قربانی پاداش رهبری مقاومت مردمی
ماجرای خونین دشت دلبک مانندسایرمراتع وعلفچرواملاک مردم بومی درطول 50-60سال گذشته قربانیهای زیادی ازدوطرف گرفته وباعث فجایع بیشماری شدکه سبب گردیدکه محیط فاریاب دستخوش بحرانهای قومی وملی شود که مسبب اصلی آن سیاست نامتوازن دولت میباشد.
نورالله قرایی درسالهاییکه بنام جهادومقاومت یادمیشود،بخاطردشمنی دیرینه یی که سران ناقلین ومردم کوچی بخاطررهبری مقاومت مردمی اهالی قرایی بمنظوربدست آوردن زمین وملکیت اجدادی داشت وهرروزحیات اوقبیله وتبارش راتهدیدمیکرد،مجبوربه پیوستن به صفوف مخالفین مسلح دولت گردیده وباتنی چنددرسال 1359کمیته مجاهدین رادرقرایی که کوههای سربفلک کشیده وطبیعتی شگفت انگیزدارد، ایجادکرد.وی باشناخت وسیع وتجارب فراوانی که ازمبارزه ملی اندوخته بودبه هیچ یک ازاحزاب وتنظیمهای جهادی که همه بنام اسلام وعقیدۀ اسلامی،درصددتامین منافع قومی وملی خودبودند اعتمادنکرد.
بخاطرهمین مساله وی به صف«اتحادیۀ اسلامی شمال»{اَوغانستان کوزای ولایتلری نینگ اسلامی بیرلشمه سی}پیوست.طی سالهای 1359-1360درفاریاب دونیروی اساسی وعمده وجودداشتندکه دررهبری یکی ازاین جناحها
نورالله قرایی ونبی جان زارع ودرجناح دیگرمولوی عبدالغفوررضایی مشهوربه «مولوی قره»قرارداشت که هردوجناح دشمن خونی یکدیگربودندوهرچندگاه باهم در مناطق مختلف فاریاب جنگهای خونینی رابراه میانداختند.مولوی قره بخاطرازبین بردن دشمنان خودکه ازوی اطاعت نکرده وتسلیم دستوراتش نمیشدندشخصی رابنام قاری عبدالرشید مشهوربه«قاری رشید»تقویه وحمایه نمود.
درنتیجۀ همین جنگهاورقابت های ذات البینی موجودبین فرماندهان نیروهای مسلح مخالف دولت، نورالله قرایی تحت تضییق های متداوم توسط افرادحزب اسلامی به شهادت رسید.
درجریان چهاردهۀ اخیر،بعدازشهادت نورالله قرایی،بازماندگان ووارثین وی باتهدیدوتوطیه های بزرگی روبروشدندکه همه وهمه برخاسته ازمبارزۀ سرسختانه وایثارگرانۀ وی برای احقاق حقوق مردمش بود.دولت مستبدقومی که باهرتغییرنظام،همان سیاست صیهونیستی وبرتری طلبی ملی رادردستورکارخویش قرارمیداد؛از خانواده وطرفداران وی به سختی انتقام گرفت.چنانکه در دومین انتخابات پارلمانی درفاریاب زمانیکه «خیرالله قرایی»فرزندوی به حیث کاندیدواردکارزارانتخاباتی گردیدوباوجودداشتن ده هاهزارآرأمردم قرایی واولسوالی المار،کمیسیون انتخابات باجعل وتزویر،آرای شفاف ویرادستکاری نموده،به استشارۀ تمامیت طلبان ارگ نشین،مانع راه یافتن وی به پارلمان شدند.خیرالله قرایی ازسال1385 تااکنون توسط نیروهای طالبان محیطی که رهبری آنان اکثراًدردست ناقلین محلی قراردارد، ده هابارموردحمله قرارگرفت وبطورمعجزه آسایی براثرجسارت وشجاعت خودنجات یافته وده هاتن ازنزدیکان ازجمله پسرجوان خودراازدست داده است وخودچندین باربراثرجراحات وارددرجنگ باطالبان ومخالفین مسلح که همانااخلاف ناقلین میباشد،معلول ومعیوب گردیده است.

پاسخ ترک

Please enter your comment!
Please enter your name here